درگاه پرداخت اختصاصی پی‌ پینگ
سرگی برین، موسس گوگل را بیشتر بشناسید!

سرگی برین

تیم محتوایی پی‌پینگ در سایر ۱۴۰۰/۰۹/۱۴

 

سرگی برین که در واقع نام کامل او سرگی میخائیلوویچ برین است، در شهر موسکو شوروی چشم به جهان گشود و متولد تاریخ 21 اگوست سال 1973 است. او به همراه دوستش لری پیج شرکت گوگل را تاسیس کردند و به کمک همین شرکت میلیاردر شدند.

او در یکی از مقاطع مهم زندگی اش، در حالی که در دانشگاه مشغول تحصیل بود، با لری پیج آشنا شد و به کمک هم توانستند موفقیت های بزرگی را کسب کنند. سرگی در زندگی خود چالش های بزرگی داشته است که توانسته از همه آن ها عبور کند و در نهایت به موفقیت دست یابد.

پدر و مادر سرگی یهودی بودند و همین موضوع برای او مشکلات زیادی ایجاد می کرد. اگر شما نیز برای خواندن زندگینامه پر ماجرای این کارآفرین بزرگ دنیا مشتاق هستید و می خواهید بیشتر از این شخص موفق و ثروتمند بدانید، تا انتها با ما همراه باشید.

سرگی برین کیست؟

روزانه افراد زیادی از موتور جستجوی گوگل برای تحقیقات خود یا پیدا کردن اطلاعات دیگر استفاده می کنند. این موتور جستجوی قدرتمند حاصل تلاش های فردی به اسم سرگی برین و دوست او لری پیچ است.

برین همچنین یکی از پولدارترین افراد دنیا به شمار می رود که در بخش های بعدی زندگینامه او را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

زندگینامه سرگی برین

همان طور که بالاتر گفتیم سرگی برین در سال 1973، در شهر مسکو متولد شد. پدر و مادر سرگی هر دو از دانشگاه دولتی موسکو فارغ التحصیل شده بودند و دینشان یهودی بود. همین موضوع باعث ایجاد دردسر برایشان شد.

در آن دوران تبعیض های زیادی در جامعه شوروی وجود داشت و یهودیان سوژه بسیاری از آن ها بودند. سرگی به دلیل همین مسائل نتوانست به آرزوی خود یعنی ستاره شناس شدن برسد و مجبور شد در رشته ریاضی تحصیل کند.

او در نهایت از رشته ریاضی فارغ التحصیل شد و توانست در کمیته برنامه ریزی دولتی شوروی به عنوان اقتصاددان مشغول به کار شود. همچنین او بعد از چند سال مدرک دکترای ریاضی خود را از دانشگاه خارکف اخذ کرد.

در سال 1977 بود که سرگی برای پیشرفت پسرش مجبور به مهاجرت شد. اما به محض این که آن ها برای گرفتن ویزا اقدام کردند، رئیسشان او و پدرش را از کار اخراج کرد.

آن ها در این مدت مجبور بودند هر کار نیمه وقتی را که گیرشان می آمد قبول کنند. در همین دوران بود که پدرش، یوگینا توانست برنامه نویسی کامپیوتر را بیاموزد. بالاخره در سال 1979 ویزایشان تایید شد و همگی به مریلند آمریکا مهاجرت کردند.

در آن جا سرگی برین توانست به عنوان استاد ریاضیات در دانشگاه تدریس کند و پدرش نیز عضو گروه مرکز تحقیقات ناسا شد.

دوران کودکی و نوجوانی سرگی برین

او دوران دبستان خود را در مدرسه پینت برنچ منسوری آدلفی سپری کرد، پدرش نیز در تدریس ریاضی و پیشرفتش در این زمینه کمک بسیاری می کرد. همچنین خانواده اش در تلاش بودند تا زبان روسی خود را حفظ کنند.

سرگی برین یکی از عوامل موفقیت خود را معلم ابتدایی اش می داند. او می گوید معلمش در دبستان به تقویت اعتماد به نفس، روابط اجتماعی و علاقه او به علوم ریاضی و حساب کمک بسیاری کرده است.

در آن زمان که کمتر افرادی از کامپیوتر در خانه هایشان استفاده می کردند، پدر سرگی برای تولدش او را با یک کامپیوتر غافلگیر کرد. سرگی خیلی زود موفق شد یک پروژه کامپیوتری چاپ فوق العاده طراحی کرده و همه معلمانش را شگفت زده کند. سرگی در آن زمان فقط 9 سال داشت.

دوران دانشگاه سرگی

در سال 1990، سرگی برین فقط پس از سه سال توانست دو مدرک لیسانس خود را در رشته های ریاضیات و سیستم های کامپیوتر از دانشگاه میرلند دریافت کند. همچنین بنیاد علوم نیز به سرگی یک بورس تحصیلی داد که توانست هزینه ادامه تحصیل خود را با آن پرداخت کند.

او در سال 1993 در دانشگاه استنفرد کالیفرنیا نام نویسی کرد و تصمیم گرفت در رشته علوم کامپیوتر تحصیلاتش را ادامه دهد. او در آن زمان علاقه زیادی به فناوری های اینترنتی نشان داد و توانست نرم افزاری طراحی کند که کارهای تجربی را به فرمت HTML تبدیل کند.

سرگی چگونه با لری پیج آشنا شد؟

سرگی برین و لری پیج

یکی از مهم ترین مقاطع زندگی سرگی برین، آشنا شدن با لری پیج بود. او در مارس 1995 در یکی از جلسات بهاری، لری پیج را ملاقات کرد و چند وقت بعد به یکی از پروژه های دانشگاهی لری پیوست.

آن ها در اوایل کار اختلاف نظرهای زیادی داشتند. اما این موضوع زمان زیادی طول نکشید و اهداف مشترک آن ها باعث شد به دوستان صمیمی یکدیگر تبدیل شوند.

هنگامی که در این صفحات چیزی را جستجو می کنید، بر اساس کلمات خاصی که در جستجویتان به کار رفته است سایت های مشخصی را برایتان نمایش خواهد داد. صفحات وب لری و سرگی مشکلی داشت، بعد از جستجو، صفحات بی پایان و بی ربط به جستجو را نمایش می داد.

به همین دلیل سرگی و لری تصمیم گرفتند رده بندی را از کلمه به لینک های مربوط به جستجو تغییر دهند تا عملکرد بهتری را از صفحه جستجویشان ببینند.

همین موضوع بود که باعث شد آن ها به فکر نوشتن یک مقاله با نام آناتومی یک موتور جستجوی بسیار بزرگ فرا متنی بیافتند. آن ها این مقاله را با خلاقیت های ذهنی خودشان و ایده هایی شگفت انگیز نوشتند.

پس از آن این مقاله مورد استقبال استادان دانشگاهشان قرار گرفت و این فکر به سرشان زد که خودشان نیز می توانند یک موتور جستجوی بزرگ و بی نظیر راه اندازی کنند. این موضوع زمانی رخ داد که لری داشت روی پروژه BackRub کار می کرد.

آن ها تصمیم گرفتند برای عملی کردن ایده شان اتاق لری را به آزمایشگاه مونتاژ قطعات کامپیوتری ارزان قیمت تبدیل کرده و با استفاده از همین قطعات بتوانند شبکه جستجویشان را به پهنای باند اینترنتی دانشگاه وصل کنند.

این موتور جستجو از گرافیک ساده اما عملکرد خیلی خوبی برخوردار بود و با زبان HTML برنامه نویسی شده بود. نام این پروژه را هنوز از BackRub به چیز دیگری تغییر نداده بودند.

این موتور جستجو کاربران زیادی پیدا کرد و به خوبی مورد استقبال قرار گرفت، همین موضوع باعث شد لری و سرگی به سرورهای بیشتری احتیاج پیدا کنند.

آن ها وقتی متوجه شدند موتورشان روزی بیش از ده هزار جستجو دریافت می کند تصمیم به گسترش آن گرفتند. سرگی و لری حداقل به 20 هزار دلار نیاز داشتند تا موتور خود را ارتقا دهند.

گوگل چگونه تاسیس شد؟

سرگی برین موسس گوگل

سال 1997 بود که سرگی و لری تصمیم گرفتند نام بهتر و جذابتری برای شرکتشان انتخاب کنند، در همین حین یکی از دوستانشان نام Googolplex را به آن ها پیشنهاد کرد. سرگی و لری این نام را مخفف کردند و آن را به Googol تغییر دادند.

این نام برگرفته از عددی طولانی بود که شامل یک 1 و صد صفر جلوی آن است. آن ها این نام را به دلیل تعداد داده هایی که در وب سایت وجود داشت و جستجو می شد انتخاب کردند.

اولین دفتر شرکت گوگل در گاراژ خانه یکی از دوستانشان راه اندازی شد و بعدها به شرکت بزرگ و عظیم کنونی تغییر یافت. آن ها برای سرمایه اولیه خود نیاز به پول نسبتا زیادی داشتند و باید برای این کار از کسی کمک می گرفتند.

بعد از چند وقت بالاخره توانستند از مدیر عامل شرکت سان مایکروسیستمز کمک بگیرند، او چکی به مبلغ صد هزار دلار نوشت. تا اینجا همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه متوجه شدند اسم شرکت Googol به اشتباه در چک Google نوشته شده است.

این موضوع باعث شد آن ها موفق به پاس کردن آن چک نشوند، پس تصمیم گرفتند نام شرکت را به Google تغییر دهند. زمانی که نام شرکت را تغییر دادند دیگر برای پاس کردن چک دیر شده بود و باید حامی دیگری برای پرداخت مبلغ اولیه سرمایه گذاری شرکتشان پیدا می کردند.

آن ها بالاخره با تلاش های فراوان توانستند با کمک تمامی خانواده و آشنایان وامی به مبلغ یک میلیون دلار بگیرند. سال 1998 بود که شرکت گوگل به رشد خود ادامه می داد، در همین بین اولین کارمند آن ها در این شرکت شروع به کار کرد و آن ها از دفتر کار خود در گاراژ دوستشان به پالوآلتو نقل مکان کردند.

گوگل با سرعت چشمگیری در حال پیشرفت بود، آن ها برای توسعه شرکتشان نیاز به پول بیشتری داشتند، پس تصمیم گرفتند شغل دیگری نیز برای خودشان دست و پا کنند.

درمورد موسس مایکروسافت و یکی از ثروتمندترین افراد جهان، بعنی بیل گیتس بیشتر بخوانید.

منبع درآمد گوگل

سرگی برین در سال 1999 توانست دو شرکت Sequoia Capital و Kleiner Perkins Caufield را متقاعد کند تا در گوگل به مبلغ 25 میلیون دلار سرمایه گذاری کنند.

زمانی که بقیه موتورهای جستجو از طریق تبلیغ های تصویری و پر حجم کسب درآمد می کردند، سرگی برین اصلا به این موضوع اعتقادی نداشت و مخالف این حرکت بود. آن ها دنبال کسب درآمدی بودند که از سوی شرکتشان باشد.

لری و سرگی در نهایت تصمیم گرفتند تا تبلیغ هایی را که به صورت متن نوشته شده اند در صفحات وب سایتشان قرار دهند. زیرا این تبلیغات حجم بسیار کمی داشتند و باعث کاهش سرعت جستجو نمی شدند.

در سال 2000 یک نیروی جدید به نام مریسا میر به تیم گوگل اضافه شد که به آن ها در کسب جوایز Choice Award و Webby Award کمک کرد. یک ماه بعد وقتی گوگل به 1 میلیارد URL رسید به صورت رسمی و قانونی بزرگترین موتور جستجوی جهان اعلام شد.

در سال 2004 نیز گوگل برای اولین بار عرضه سهام خود را در بازار به فروش گذاشت و توانست 20 میلیارد دلار از سهم شرکت خود را بفروش برساند.

شرکت آلفابت

سرگی برین موسس آلفابت

در سال 2011 لری پیج دوباره به مقام مدیر عاملی خود برگشت. اما بعد از چهار سال لری و سرگی اعلام کردند گوگل به یکی از زیر مجموعه های شرکت آلفابت در خواهد آمد و از آن پس آن ها مدیریت آلفابت را بر عهده خواهند گرفت.

در این زمان که لری پیج نمی توانست مدیریت هر دو شرکت را بر عهده بگیرد، مدیریت شرکت گوگل را به ساندرا پیچای سپرد. ساندرا پیچای در گذشته در مقام معاون ارشد شرکت گوگل کار می کرد و شایستگی خود را در این زمینه ثابت کرده بود.

آن ها بعد از مدتی جایگاه مدیر عاملی شرکت آلفابت را در سال 2019 به ساندرا پیچای سپردند. این شرکت، گوگل ایکس را نیز زیر مجموعه خود قرار داد. این شرکت علاوه بر این روی بخش های دیگری مانند کالیگو (تلاش برای بهبود زندگی بشر)، گوشی های هوشمند و هواپیمای بدون سرنشین تمرکز دارد.

خلاصه ای از فعالیت های دیگر

لری پیج و سرگی برین علاوه بر تاسیس گوگل فعالیت های دیگری نیز انجام داده اند که شامل حل مشکلات محیط زیست می شوند.

آن ها در سال 2010 از خودرویی رونمایی کردند که سرنشین نداشت و با استفاده از سنسورها، دوربین هایی که روی آن کار گذاشته شده بود و هوش مصنوعی مسیر خود را پیدا می کرد.

سرگی برین در شرکت تسلاموتورز نیر سرمایه گذاری کرده است، او علاوه بر این در سال 2007 در شرکت گردشگری فضایی ویرجینیا به مبلغ 500 میلون دلار سرمایه گذاری کرد. همچنین سرگی برین مسئولیت پروژه Project Glass را در سال 2012 به عهده گرفت.

زندگی شخصی سرگی برین

سرگی برین با همسرش آن ووجچیکی در سال 2007 ازدواج کرد، وجچیکی تحلیلگر سرمایه گذار در حوزه مراقبت پزشکی با توجه به شرکت های بیوتکنولوژی است. آن ها در سال 2008 صاحب فرزند شدند و در سال 2011 فزرند دومشان را به دنیا آوردند.

اما این زوج با هم دوام نیاوردند و در سال 2015 طلاق گرفتند، آن ها اعلام کردند همکاری خود را با هم ادامه خواهند داد.

جوایز

فرد موفقی مانند سرگی برین قطعا جوایز زیادی در طول زندگی اش کسب کرده است که در ادامه می خواهیم بخشی از آن ها را با هم بررسی کنیم.

  • در سال 2000، جایزه بهترین نوآوری در توسعه نرم افزار
  • در سال 2003، جایزه بهترین کارآفرین
  • در سال 2004، جایزه بهترین مهندسی از بنیاد مارکونی
  • در سال 2004، جایزه طلای Academy of Achievement به همراه لری پیج

همچنین سرگئی توانسته است رتبه پنجمین فرد قدرتمند را در مجله فوربز از آن خود کند. ثروت سرگی برین طبق آمار سال 2021 به 114.9 میلیارد دلار می‌ رسد تا از این نظر نهمین فرد ثروتمند جهان باشد.

سخن نهایی

سرگی برین یکی از افراد موفق و ثروتمند جهان است که توانست با تاسیس شرکت گوگل به همراه بهترین دوستش لری پیج، رتبه نهمین فرد ثروتمند جهان را کسب کند. همچنین از او به عنوان یکی از افراد موفق جهان یاد می شود.

او بر خلاف زندگی شخصی اش که ازدواج ناموفقی داشته است، در محل کار بسیار فرد موفقی بوده و جزو بهترین های جهان است. جالب است بدانید یکی از سخنان مشهور او این است که ما می خواهیم گوگل نیمکره سوم مغز شما باشد.

 

مطالب پیشنهادی


ارسال نظر

نام
نام خود را وارد کنید
ایمیل
ایمیل خود را وارد کنید